تبلیغات
لردگان | لردگانیها - مطالب

سایت جامع شهرستان لردگان
پایان رسالت لردگانی ها.....
دوشنبه 8 دی 1393 ساعت 17:10 | نوشته ‌شده به دست | ( نظرات )

لردگانیها با همت شما تبدیل به کانونی خواهد شد که همه کسانی را که به نوعی با این شهرستان و این نام ربط و نسبتی دارند به هم و به این شهرستان متصل خواهد نمود تا گام های بزرگی برای اعتلای آن بردارند. منظور از کانون، کانون ارتباطات و همفکری و تبادل نظر است که از نظر ما مهمترین نیاز ما در حال حاضر همین است.

هر گروهی دورانش روزی به پایان می رسد و لاجرم باید جای خود را به افراد جدید و البته بهتر و پر انرژی تر بدهند... 

حرف های ما هنوز ناتمام... تا نگاه می کنی وقت رفتن است... 

با همان سادگی و حرف هایی که آمدیم، می رویم. والبته افتخار می کنیم که جز برای لردگانمان ننوشتیم 

و قلم مان را به بیگانه نفروختیم که بیگانه شخص است و مسائل و منفعت های شخصی

قلم توتم من است ، توتم ما است ، به قلم سوگند ، به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند ، به رشحه خونی که از زبانش می تراود سوگند ، به ضجه های دردی که از سینه اش برمی آید سوگند ... که توتم مقدسم را نمی فروشم ، نمی کشم ، گوشت و خونش را نمی خورم ، به دست زورش تسلیم نمی کنم ، به کیسه زرش نمی بخشم ، به سرانگشت تزویرش نمی سپارم ، دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی گذارم ، چشمهایم را کور می کنم ، گوشهایم را کر می کنم ، پاهایم را می شکنم ، انگشتانم را بند بند می برم ، سینه ام را می شکافم ، قلبم را می کشم ، حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم ...

اما قلمم را به بیگانه نمی دهم ... 

آرشیو سایت برای همیشه در تاریخ لردگان ثبت خواهد شد

در بالا نویسندگان سابق معرفی شده اند و در سمت چپ آرشیو موضوعی مطالب و چهل ماه دلنوشته های لردگانی ها در مورد لردگانشان آمده است... 

آینده روشن است... 


            http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/212/634169/kl.jpg


بر خاست صدا از در و دیوار ولی ما.............
دوشنبه 11 دی 1391 ساعت 00:43 | نوشته ‌شده به دست | ( نظرات )

سلام بر حسین...

الان حس اون هموطن آبادانی رو دارم که داشته برای رفیقش تعریف میکرده:

«ولک پیرمرد و دریا رو خوندی یه بار همچی چیزی برای خود مو اتفاق افتاد.

 آغا رفتیم دریا یه نهنگ شکار کردیم این هوا. بعد داشتیم بر می‌گشتیم که یک کوسه افتاد دنبال‌مون. آغا ما برو کوسه بیا. ما برو، کوسه بیا. کوسه دهن باز کرد و ها نصفه نهنگ رو خورد. اما باز هم ما برو، کوسه بیا. باز کوسه دهن باز کرد نصفه دیگه نهنگ رو هم خورد. ما هم پارو تندتر زدیم اما کوسه ول کن نبود.

 ما برو، کوسه بیا. کوسه دهن باز کرد نصفه قایق رو خورد. اما با همون قایق نصفه مو در رفتیم. دیدوم دوباره کوسه دهن باز کرد. ولک مو رو می‌گی از یک درخت رفتوم بالا.»

شنونده بر اساس استدلال منطقی پرسید: «داش خوب درخت وسط دریا کجا بود؟»برادر آبادانی چهره مظومانه و طلب‌کاری گرفت و گفت: «مجبور بودم. می‌فهمی؟ مجبور بودم.»   .. .. .و... .. .. ..و اگرترس از موآخذه توسط آیندگان نبود هرگز و هرگز و هرگز .. .. .. .. .. .. .. .. ..

یکم:چندیست طرحی (به نظر خودم) جامع برای بررسی کامل و ریشه ای مشکلات و کاستی های فرهنگی شهرستان لردگان علی الخصوص مسائل قومی قبیله طایفه خانواده ای!- با اهدافی کاملا روشن و مشخص (که در زمان خودش به طور جامع به آن پرداخته می شود) مکتوب شده و در اختیار زیرمجموعه هایی از وزارت ارشاد و بنیاد فرهنگی خاتم الاوصیا قرار داده شده است و توسط دوستان در دست پیگیری تا حداقل بودجه ای مناسب به این طرح اختصاص دهند.اگراین بودجه جور شود انشاالله این طرح ....و اگر نه که .......

پیش بینی شده است که در این طرح که مدت اجرای آن (در صورت رسیدن به مرحله ی اجرا!)چند روزی از بهمن ماه و 20 روز پایانی اسفند وبه علاوه ی دو هفته ی آغازین فروردین می باشد بیش از هزار نفراز قشرهای مختلف درگیر نام لردگان و مسائل فرهنگی مربوط به آن شهرستان خواهند شد.

... ...  ... ... ... ... .... .... .. .

دوم: چون اعتقاد داشتیم تنها جایی که می تواند هم به جذب افکار لردگانی ها به سمت و سوی موضوعات شهرستانشان و طرح مسائل ، مشکلات و موانع پیشرفت بپردازد و هم محلی برای معرفی بهتر شهرستانمان به بقیه و تبلیغ آن برای سرمایه گذاری و گردشگری و فعالیت هایی از این قبیل باشد فضای مجازی و سایتی جامع و کامل است پس توسط دوستان در این زمینه بررسی ها و مطالعاتی انجام گرفت که نتایج مربوط به آنها در مراحل نهایی می باشدو...و تنها منتظر بودجه از نهادهای ذکر شده در بالا است که اگر برسد.......و اگر نه.......

این سایت به گونه ای طراحی شده است که از آسفالت کوچه ی ابوذر تااااااا....تا طرح بسیارلازم و مهم و ارزشمند <<مطالعه و کتابخوانی برای همه ی قشرها به تناسب نیازشان>>را در بر می گیرد.

.... .... ..... .... .... .... ..... ...... ... .... .... ... ... ..

این دو قلم! رو نوشتم چون مجبور بودم....مجبور بودم...میفهمی؟؟(جسارت نشه ..شما بسیار فهیم هستین.مخاطب این جمله خودم بودم....خودم در چند سال آینده مثلا!).....سرهنگه داشته امتحان رانندگی می‌گرفته. از یارو می‌پرسه: اگه یه نفر وسط خیابون بود، بوق میزنی یا چراغ؟ طرف میگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف می‌كنه می‌پرسه: یعنی چی؟ یارو میگه: یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف......... و حالا....

نماینده ی عزیز-جناب فرماندار-آقای ارشاد-جناب ورزش و جوان!-آموزش و پرورش عزیزآقای امام جمعه ی محترم و همه ی کسانی که به دلیل کم ذهنی نگارنده نامشان جا ماند اگر ایده ای ندارید و اگر نمی توانید کاری درخور برای لردگانمان انجام دهید لطفا از کسانی که داوطلبانه حاضرند در این راه از جان مایه بگذارند حمایت کنید و البته آن جنبه ی این درخواست که وظیفه ی شما این هست و دارد از بیت المال در قبالش برایتان هزینه میشود به کنار!

خواهش و تمنا التماس و استدعا-حاضرم به شخصه کفش همگی شما و اطرافیانتون رو هر وقت گفتید واکس بزنم....!

..  ...  .. .. ... ... ... ...  ... ..

چندبار خرت و پرت های کیف بادکرده را زیروروکنم

پوشه ی مدارک اداری و گزارش اضافه کار و کسرکار-کارتهای اعتباری کارتهای دعوت عروسی و عزا-

قبضهای آب و برق و غیره و کذا

برگه ی حقوق وبیمه وجریمه و مساعده-رونوشت بخشنامه های طبق قاعده-

نامه های رسمی و تعارفی-نامه های مستقیم و محرمانه ی معرفی

برگه ی رسید قسطهای وام-قسطهای تا همیشه ناتمام

پس کجاست؟

چندبار جیبهای پاره و پوره را پشت و رو کنم-

چند تا بلیت تا شده چند اسکناس کهنه و مچاله چند سکه ی سیاه صورت خرید خواروبار-صورت خرید جنس های خانگی

پس کجاست؟یادداشتهای درد جاودانگی!

....قیصر...



دنیا به این بزرگی یک کوزه سفالی ست!!!
سه شنبه 1 فروردین 1391 ساعت 23:18 | نوشته ‌شده به دست | ( نظرات )

*

عید که میشه نمیدونم باید بگم یک سال به عمرم اضافه شده و یا یک سال از اون کم شده!!!


سلام و تبریک ماها رو هم پذیرا باشید!

سال 90 زندگی هم تموم شد ولی خوب بازی هنوز ادامه داره....وقتای اضافه مونده هنوز:)

 انشاالله هر آرزویی که داریم امسال محقق بشه...نشدم اشکالی نداره...سال دیگه همین موقع باز آرزو میکنیمJ



گر چرخ به کام ما نگردد    کاری بکنیم تا بگردد

گوییم به اوبه کام ما گرد     یا می گردد و یا نگردد

گر گشت خوش است ور نه ما دست      از او نکشیم تا بگردد...

هرگز قد مردمان آزاد      با هیچ فشار تا نگردد

در پنجه اقتدار مردان      نبود گرهی که وا نگردد!!



آرزوهایت را یادداشت کن و آنها را به خدا بگو

خدا یادش نمی رود اما تو فراموش میکنی آنچه امروز داری آرزوی دیروز تو بود....


و اینم یه شعربسیار بسیار  زیبا  از اخوان ثالث تقدیم به شما خوبان

درادامه ی مطلب...


ادامه مطلب


گزارشی از یک عملکرد!!
سه شنبه 6 دی 1390 ساعت 09:00 | نوشته ‌شده به دست | ( نظرات )

سلام

حال ما بد نیست..غم کم میخوریم        کم که نه..هر روز کم کم میخوریم!!

شاید بیش از دوماه میشود..

دو ماهی میگذرد از بحث های تکراریه من وهم اتاقیم در مورد شهرستان لردگان...

یکی میگوید به ما چه دخلی دارد و دیگری اما هنوز نتوانسته این تفکر را که ما نسبت به آنچه در اطرافمان میگذرد.........

مسئولیم!!........

در روزهایی که در حال سپری شدن هستند تا به هفتمین سالروز پرپرشدن 13 کودک بختیاری برسند

 خوب است کمی صادق باشیم

 و به دوران شیرین کودکی های خود بازگردیم..

آرزوها برای بزرگ شدنمان داشتیم..اینطور نبود؟؟

... که اگر بزرگ شوم چنین میکنم و چنان که کس هنوز نکرد!!!

وحالا بزرگ شدیم...

به همین راحتی.....

آرزوهای دوران کودکی ونوجوانی را مرور کنیم...

از زندگی چه میخواستیم؟؟

از آینده چه انتظاری داشتیم؟؟

"آن روزها" هیچ وقت به فکرمان خطور میکرد  که روزی یک نفر بیاید و ما را توجیه کند که از زندگی چه میخواهیم..هاج و واج!!!!!!!

براستی ما بزرگ تر شدیم و یا کوچک تر؟!!!!!!

یکی میگفت:قصه ی زندگی بعضی هارو اگه بخایم بنویسیم شاید سه جمله بیشتر نشه ....

لذتش وصف ناشدنیست...در سرزمین مادری و در نیمه های شب...گویی همه ی عالم خوابند و  من بیدار...

از خودت میپرسی و برای مخاطبت مینویسی که آیا....

بگذریم...مثل همه ی گذشتن هایمان...مثل همه ی ساده گذشتن هایمان

بیش از دوماه از فعالیت این سایت گذشته است.و در همین مدت به ده هزار بازدید ظاهری!!! و به قول دوستان الکی و تکراری رسیدیم.

حتی اگر همه ی این بیش از 10000 بازدید توسط یک نفر انجام شده باشند...همین به نظر من کافیست!

قبل از شروع گزارشی از آنچه در این مدت گذشت بر خود لازم میدانم از طرف همه ی کسانی که اندکی قلبشان برای شهرشان می تپد از نویسنده های این سایت کمال تقدیر و تشکر را داشته باشم هرچند که به خوبی میدانم آنها نیازی به هیچگونه تقدیر و تشکری از طرف امثال من ندارند.آقایان رشیدی و رستمی که حقا و انصافا وقت میگذارند و دوستان خوبم آقایان رحیمی محمودی و بادفر.و همچنین تعداد زیادی از دوستان دیگرمان که برای نویسندگی اعلام آمادگی کردند.اما مطلبی ارسال نکردند و ما مجبور به حذف اکانت آنها شدیم.

قصد داشتیم از این سایت و یا بهتر بگویم وبلاگ به طور آزمایشی استفاده کنیم جهت ساخت یک فضای جدیدی که در "اومییم سیچه" توضیحش را داده بودیم اما شاید تنها به دلیل کمبود وقت و فرصت و همچنین نبود یک نیروی متخصص!! فعلا مجبوریم به همین فضا! قناعت کنیم تا بعد که انشاالله این طرحی که در ذهن ماست توسط خودمان و یا افرادی بهتر از ما عملیاتی شود.

و اما به گزارش سایت پرشین استات:

تعداد بیشترین بازدید ما از تاریخ 18 آبان تا به امروز 86 بازدید بوده که توسط 54 نفر انجام شده است. و اگر بر اساس تعداد نفرات بازدید کننده بخواهیم آمار بدهیم در پنج روز گذشته به ترتیب 59 *51* 40 *26*و  44  نفر از "لردگانیها" بازدید کرده اند.

و از همان تاریخ 605 مرتبه به واسطه ی لینک ما در سایت های دیگر و 268 مرتبه از طریق موتورهای جست و جو با جست و جوی عناوینی مثل:لردگان-اخبار لردگان-ماهنامه چویل-وبلاگ لردگان-لردگانیها-دبیرستان نمونه لردگان-شهردار لردگان-طوایف لردگان-مدیریت شهری-کنکوری های لردگان-آبشار آتشگاه و عناوینی دیگر وارد این سایت شدند.

تعداد کل  مطالب 59 و تعداد نظرات در این مدت 297 نظر تا این لحظه بوده است.

بیشترین بازدید هایمان از  شهرهای :تهران *اهوازو آبادان* اصفهان*شهرکرد* لردگان و شیراز بوده است که گاها از شهرهایی دیگر از قبیل ارومیه -قزوین -شهرضا و چند شهر محدود دیگر هم بازدیدهایی از وبلاگ صورت گرفت.از نظر دانشگاهی هم دانشگاه های شریف-صنعت نفت-امام صادق-تهران-ع.پ شهرکرد-ع.پ بهشتی-ع.پ اصفهان-اصفهان-صنعتی اصفهان بیشترین بازدیدهارو از وبلاگ داشتند .

و اما گزارش هایی از طرف خودمون!!

با خودمون قرار گذاشتیم که تا آخرش باشیم...هیچ چیز دلسردمون نکنه از هدفی که داریم..قبلنم گفتم:امیدواریم به راهی که پیش رو گرفتیم.

اصلا و ابدا قصدمون برخورد چکشی و جرقه ای عمل کردن نیست.اونکه مث باد میاد..اینجور به نظر میرسه که با همون سرعت هم بره..صبر و حوصله و آرام آرام قدم گذاشتن برای رسیدن به خواسته هامونو تمرین میکنیم!

در حال حاضر که امکان درست کردن سایت اصلی نیست برنامه هایمان تا نوروز بحث در مورد نماینده ی شهرستان در همه ی ابعاد و بعد از آن طرح و پیگیری بحث هایمان از شخص نماینده ی آینده است.در این بین دلنوشته هایی هم نوشته و منتشر میشود.

دوستانی که چه در بخش نظرات و چه از طریق ایمیل lordeganiha@yahoo.com  و صفحه ی فیس بوک وبلاگ ابراز دلگرمی کرده و همچنین برای نوشتن مطلب اعلام آمادگی کرده اند هم تشکر و هم اینکه به زودی میایم دنبالتون!!!!

یکی از معلمان بزرگوار شهرستان هم برای ما تعدادی عکس فرستادند که انشاالله در موقعیت مناسبی در وبلاگ قرار داده میشوند..سایر دوستان هم اگر عکس-دلنوشته و یا هر مطلب دیگری که به شهرمان مربوط باشد *معرفی مدرسه و کارکنان و دانش آموزان برترش-و همچنین همین موضوع در مورد اداره ای و کارکنان آن-معرفی نفرات برتر لردگانی دانشگاه ها-معرفی رجالی از شهرستان که صاحبان پست های کلیدی در مملکتند و ما هنوز آنها را نمیشناسیم(که البته کمبود از آنهاست!!)-وووووووو ده ها موضوع دیگر که حوصله ی نوشتنشان نیست.

و در آخر در جواب اینکه یکی از دوستان میگفت که شما با نیت خاصی آمدید-اصلا خودتان نیامدید و اجیر شدید-یکی دیگر گفت شما فقط افکار خودتان را قبول دارید و با کسانی که افکارشان مثل شما نیستند مشکل و همین اواخر هم یکی از دوستان گفتند که چرا نمیخواهید من مسلمان مطلبم را منتشر کنم.مشکلتون با این مطلب چیه وووو

به اولی میگویم شاید در کمتر جایی توانسته باشی به این راحتی حرف هایت رابزنی-عقایدت را تبلیغ کنی-به شخصی که مورد احترام عده ی کثیری است تهمت بزنی و توهین کنی و خلاصه هر کار دیگر...به خاطرت مطلب حذف کردیم.و سعی بر این بوده که کوچکترین بی احترامی هم نداشته باشیم و دلیل این عملمان هم برمیگردد به نیتمان!

و اما در جواب یکی دیگر تعجب میکنم از اینکه ما ابتدا یک وبلاگ را لینک کردیم در پیوندهای روزانه ی وبلاگ و بعد از آن بارها وبارها از آن وبلاگ لینک و مطلب گذاشتیم وبازدید کنندگانمان را به آن وبلاگ ارجاع میدادیم اما در نهایت این شد که مدیر محترم همان وبلاگ بیاید و این حرف را بزند

و در آخر برای دوست عزیزم که هنوز ایشان را ندیدم ولی دوستش دارم....فکر نکنم نیازی به نوشتن جواب باشد.

با ما باشید...کار خاصی قرار نیست انجام دهید...شاید در نهایت روزانه یک دقیقه به شهرتان قرار است فکر کنید.همین

.

        مگس به هر کجا به جز مگس نیست      ولی عقاب در قفس خودش نیست!!!

 

                                            





فریاد سیاوشان سفیلان هنوز ...
جمعه 15 مهر 1390 ساعت 20:04 | نوشته ‌شده به دست | ( نظرات )

هنوز باورم نمی شود...باور نمی کنم...باور نمی کنم.....مظلومیت را میخواهی برایت مقایسه کنم با که!!!!!چه زود تاریخ می شویم...نه...تاریخی می شویم!!!!
کودکان غزه را صهیونیست ها به آتش کشیدند...ما ولی.....برایتان بگویم داشتند به ما درس امانت،پاکدستی، درستکاری و صداقت میدادند که اینطور شد....خوشا به حالتان که رفتید.......نامه ها باید برایتان بنویسم که بعد از شما ...............
.
0



مظلومانه..فریاد میزدند...صدای گریه شان خبر دارم به آسمان رسید اما هنوز گوش های ما.......

آری....

كودكان بختیاری در آتش سوختند...

توضیحات بیشتر در ادامه ی مطلب و همچنین 
ادامه مطلب


پست ثابت(برای شروع)
یکشنبه 20 شهریور 1390 ساعت 15:19 | نوشته ‌شده به دست | ( نظرات )
سلام
حال ما بد نیست،غم کم میخوریم      کم که نه،هر روز کم کم میخوریم!!
آمده ایم تا از دل خستگی هامان بگوییم . ازدل شکستگی هامان!!

امیدوارم حال شما هم بد نباشد.
هوای اینجا پر است از هوای مطبوع باهم بودن....سریع میگذرم....در قسمت درباره ی سایت نوشته شد اومییم بریم کورو!!شمانم با ما بیویین...اگر هر صحبتی هست دریغ نفرمایید...امیدواریم ،به راهی که در پیش گرفته ایم!!!
اعلام آمادگی برای نویسندگی و یا مدیریت ،بازدید مرتب و گذاشتن نظر کف کف کف انتظار ما از همشهریانی که به سایت سر میزنند....دانشجویان و طلاب لردگانی که در گوشه و کناره ی کشور همچنان دغدغه ی شهرشان را دارند و اگر خدا بخواهد، نخبگان فراری شهرستان که الآن هر کدام در گوشه کناره ای مشغول امرار معاشند و از دیار مادریشون فراری!!!!ما همتونو یه جا جمع میکنیم....با اطمینان بالا و اعتماد به نفس فراوان....
اگر فقر و بی عدالتی در شهرستانمان بیداد میکند علت اصلی تداومش فقط و فقط ما هستیم و ما!!!
بیایید حداقل به گونه ای رفتار کنیم که آیندگان ما را بی عرضه و بی خاصیت خطاب نکنند...
lordeganiha.ir
و اینم ایمیل سایت:
 



 
>
لینک سایتها و وبلاگهای لردگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت