تبلیغات
لردگان | لردگانیها - سرزمین نامتعادل...

سایت جامع شهرستان لردگان
سرزمین نامتعادل...
یکشنبه 19 آذر 1391 ساعت 12:16 | نوشته ‌شده به دست صادق رحیمی | ( نظرات )

میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟

یکی از مشاوران میگوید:«کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند».

اما یکی دیگر از مشاوران پاسخ میدهد:

«نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمیفهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار.

بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت.فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...»


                                        حکایت غریبیست راز این سرزمین...


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
میلاد جمعه 24 آذر 1391 19:56
لطفا قبل از نوشتن مطلبی اونو بخونید وبعد اونو تو وبلاگتون بزارید این کامنت هیچ ربطی به اسکندر مقدونی نداره...بلکه این سوالی است که سردار لشکر خلیفه عباسی بعد از دستگیر شدن عمرولیث از وی پرسید که چگونه شد که از اوج قدرت به این حقارت افتادید ووی جواب داد که کارهای بزرگ را به انسانهای کوچک سپردم وکارهای کوچک را به انسانهای بزرگ...انسانهای کوچک در انجام کارهای بزرگ عاجزبودند وانسانهای بزرگ نیز از کارهای کوچک عار داشتند.
......
این روایت تاریخی است وتوی بیشتر متون تاریخی اومده.مثل جلد چهارم تاریخ ایران بعد اسلام نوشته دکتر معتذدی.....
افتاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
صادق رحیمی پاسخ داد:
مرسی از راهنمایی شما آقا میلاد...چه فرقی میکنه که چه کسی این جمله رو گفته باشه؟مهم اینه که مفهوم این جملات به وضوح در سرزمین ما نیز وجود داشته و دارد...
گوینده جمله مهم نیس بلکه مفهوم قضیه برای من مهمه!

ما درون را بنگریم و حال را.......نی برون را بنگریم و قال را
Hamed...R چهارشنبه 22 آذر 1391 18:51
1. اگه دست من بود حتما طرز تفکر بعضی ها رو عوض می کردم
2.هر دو میتونن جزء مهم ترین مشکلات باشن
3. رقبت برای مطالعه... مردم به دنبال ویژگی و استعدادی که دارن نیستن...باید سطح علمی طوری بالا بره که طرف هیچ کاری رو الکی انجام نده ی هدفی توش باشه...ولی عمده مشکلات ما برمیگرده به همین طرز فکر که کسی هم که کار مفیدی انجام میده مسخره میشه...
4 . ..........
5. من این سوالتونو با ی سوال جواب میدم چون خیلی کلی پرسیدین
با این جو گرفتگی چه کارهایی شده که نمک بر زخم بودن باشه؟؟؟؟
6 . دعوا روی چیزهای بی خود و قوم و قبیله ای شدن و کشت و کشتار
7. خیر هرکس میتونه ی جور باشه اصلا ربطی نداره که چون این طایفه اس پس این عامل اغتشاشه!!!!!!!!
8 . مطلقا دیگه بازش نمیکنم
9 . دلم میخواد جواب بدم اما چیزی به ذهنم نمیرسه
10 . .................
11. فعلا چیزی به ذهنم به محض دریافت سند میکنم
12. کمی تاقسمتی
13. به نظر من خیلی تفاوت خواهد کرد
ولی اگر واقعا بتونیم تو روستا ها هم کارهای خوبی صورت بدیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پیروز و موفق و سربلند باشین
پیشنهاد من:
باید سطج فکری مردم بالا بره
و این مستلزم کار زیادیه
و همینطور رسانه قوی
مردم ما الان به چیزهای کوچیکی فک میکنن
که قبیله گرایی میکنن
که تا ی دعوا میافته بدون دلیل میریزن طرف و میزنن
و این که ما بتونیم تو این زمینه کار کنیم و نا امید نشیم خیلی سخته!!!!!!!!
صادق رحیمی پاسخ داد:
فک کنم اشتباه نظر دادین!!!!
سید مصطفی فاضلی چهارشنبه 22 آذر 1391 00:29
جناب رحیمی توجه کردید که تمام جملات زیبا و تاثیر گذارتان تماما افعالی ماضی دارند؟!
امیدوارم ...از صمیم قلب امیدوارم که باری دیگر افعال حال و استمراری بر روز و روزگار گذشتگان ما برای ایندگان ما اعمال شود...به گونه ای امروزی!
صادق رحیمی پاسخ داد:
امیدوارم و مطلب بعدی را با افعال مستقبل خواهم گذاشت...
rahim سه شنبه 21 آذر 1391 19:54
چططو شد ؟!
دیگه کارت به جایی رسیده که میای منو گیر میندازی ؟
دوشنبه 20 آذر 1391 04:04
در ضمن ئر شهر ما مسئولان خوب رو احتکار کردن
برای همینه که کم پیدا میشه و شاید نشه.
امیر دوشنبه 20 آذر 1391 04:03
سلام
بهتر بود به جای غریب از واژه ی تکرار استفاده می کردی
حکایتیست بس تکراری!!
هنگامه یکشنبه 19 آذر 1391 13:03
من یکی از طرفدارهای وبلاگ شما هستم. خیلی مطالبت عالیه

پیشنهاد می کنم حتما وبلاگت را تو این صفحه معرفی کنی. خیلی تو افزایش بازدیدت تاثیر داره و اینطوری هم لینک شما هم تو سایت ما قرار می گیره

کاملا هم رایگانه
باز هم از مطالبت ممنونم
امیر یکشنبه 19 آذر 1391 12:45
خدا چه رنگى است ؟
خدا کجاست ؟
آیا خدا هم شیرینى دوست دارد ؟
خدا کامل است ، یعنى چه ؟
آیا مى‏توان با خدا تلفنى حرف زد ؟
چرا خدا جن‏ها را آفریده تا آدم‏ها را اذیت کنند ؟
آیا خدا ما را دوست دارد ؟
تا کی کودکانمان را بپیچونیم جواب به تمام این پرسشها و پرسشهایی از این قبیل
سمیرا یکشنبه 19 آذر 1391 12:42
pوبلاگ زیبا و با محتوایی دارید.
به وب ما هم سر بزنید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
>
لینک سایتها و وبلاگهای لردگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت