سایت جامع شهرستان لردگان
جوانان لردگان کجا هستند؟؟؟
پنجشنبه 30 شهریور 1391 ساعت 15:58 | نوشته ‌شده به دست لردگانی ها | ( نظرات )
 

سلام بچه ها..حالتون چطوره؟خوبین؟

دماغتون که چاق چاق نیست؟!!!میدونم..تو روزایی که نه دواتی برا قلممون مونده و نه روغنی برای فتیل چراغ نفتیمون دماغ چاق کمی...بگذریم..داشتیم می گفتیم...

ما بچه های اهالی لردگانیها ...اومدیم تا واستون حرف بی عمل بزنیم!!!

اره حرف بزنیم..ما دیگه عمل هم نمیخوایم...

فقط دوتا گوش میخوایم که حرفامونو بی الایش بشنوه.

وبشکنه دیوار این رخوت رو..!

کجایید بچه ها؟..دانشجوها؟چرا خبری ازتون نیست؟

باید حتما انتخابات بشه تا سرو کلتون تو لردگانیها پیدا بشه؟!؟!

 

خب یاعلی...بیاید تو میدون..حرف بزنید..پیشنهاد بدین!

بابا بخدا تک تک من و شما مسئولیم در برابر اتفاقایی که هر روز میینیم و میشنویم و سخت به یغمای باد میدیم...!

همین مهر چندتا دانشجو از اطراف اومدن تو پیام نور لردگون؟!!

تا حالا فکر کردین واسه پیشرفت علمی دیارمون شمایی که تحصیلکرده های لردگونید چیکار کردین؟چه کار کردیم؟...

چون نمیخوایم...فقط با تعصب حرف...

بچه ها!!!....

چندتا دبیر دلسوز بومی برامون مونده؟؟!!!

چند غیر بومی که تا بوده انگ بی فرهنگی رو رو پیشونیمون پررنگ میکنن؟؟!!!

کی باید به فکر سروسامون دادن به سطح شهر باشه؟!!!مشکل دست فروشان فقط؟!!!

اسفالت کوچه های دشت اباد ادم رو یاد بمبارون طرابلس میندازه!!!!

بچه ها بیاین خداییش به حرفای هم گوش بدیم...

بیایید رسول و پیغامبر یکدیگه باشیم...

پیغامبری که فقط گوش بده چون هممون حرف زیاد داریم...

بچه ها...

میدونم چشم زنان دیارمون دیگه سوی گره های قالی رو نداره...

میدونم دستای مردان مردممون خسته از زخم پینه هاست...

میدونم چشمه برم شهرمون اونقد خستس که رو موج هاش که یه روزایی باد رو به تمسخر میگرفت عنکبوت بسته...

میدونم گلای دیارمون دیریست که پژمردن و شهد شیرین اوج رو ازمون دریغ کردن...

بچه ها...

میدونم کوگ تارازمون از شاخه ها گریزونه ولونه اش رو سیم برق خیابون یخ زده...

ما بچه های لردگانیها ازتون ممنونیم که اینقد قشنگ به درد دلامون گوش دادین...

پس تو رو خدا نذاریم دور دهنمون مین بذارن...

حرف بزنید...

انتقاد کنید...

راه کار بدین...

شما لایق بهترینها هستین...

منتظرتون هستیم...

درضمن چویل لردگان نیز به روز شده مطلب جدیدش بد نیست یه نگاه بندازین



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نیما دوشنبه 18 آذر 1392 00:13
لطفاازخوبیهای شهرالبته اگه داره بگید.
دوشنبه 18 آذر 1392 00:09
؟؟؟؟
سارا یکشنبه 10 آذر 1392 11:57
باسلام وعرض ارادت .ما جوانان لردگان هستیم البته اگه بعضی از همشهری های غریب پسندمون بذارن واقعا که غریب پسندی تو شهر مابیدادمیکنه به نظرمن این یکی از مشکلات ومعضلات اساسی شهرماست از معلم بومی گفتین کی هست که این بنده خدا هارو تحویل بگیره لیسانسه های بومی شهرخودشون رد میکنن اماکاردان غیربومیوراحت وبا کلی عزت وافتخاربه کار میگیرن به نظر من این فرهنگ درست بشونیست که نیست تلاش شماها هم اب در هاون کوبیدنه برادر
لردگانی ها پاسخ داد:
سلام
قبول داریم و دارید که کار فرهنگی به این سرعت جواب نمی دهد
قبول داریم و دارید که کار فرهنگی بالاخره جواب میدد

تلاش های شما و ماها به لطف خدا جواب خواهد داد
همین که ما و شما فهمیدیم که باید مثلا به معلمان بومی اهمیت داد می شود دیگران را نیز توجیه و تفهیم کرد...
به امید فردایی روشن برای لردگان و لردگانیها
امیر چهارشنبه 27 شهریور 1392 18:43
اگر دردم یکی بودی چه بودی...........
یاسر رشیدی پاسخ داد:
اگر دردم یکی بودی چه بودی...........
باز هم مرتضی چهارشنبه 23 اسفند 1391 13:53
زن

عشق می كارد و كینه درو می كند ...

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر.

می تواند تنها یك همسر داشته باشد

و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی!

برای ازدواجش (در هر سنی) اجازه ولی لازم است

و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج كنی ...

در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ...

او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی!

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ...

او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ...

او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...؟

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...

و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند

چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،

زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛

گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛

سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند ...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد ...!

و این رنج است

مرتضی چهارشنبه 23 اسفند 1391 13:49
ما باید به دنبال فرهنگ اصیل آریایی-زرتشتی خود باشیم و از اسلام نیز درس بگیریم فرهنگ ما باید اصلاح شود باید دوستی و نظم و قاعده مندی حاکم شود و اخلاقیات ناشایست و اعمال دور از فرهنگ اصیل رختد بر بندد.
بیایید از خودمان شروع کنیم.....
مرتضی چهارشنبه 23 اسفند 1391 13:43
بد گویی

هر کس بد ما به خلق گوید

ما صورت او نمی خراشیم

ما خوبی او به خلق گوییم

تا هر دو دروغ گفته باشیم!
مرتضی دوشنبه 14 اسفند 1391 11:38
ارادتمندیم
یاسر رشیدی پاسخ داد:
ارادتمنیدم
عمار پنجشنبه 21 دی 1391 13:49
متن جدیدی نمی زارین ؟ ازخوبیای شهرمونم بگید فقط که نمیشه بدیهارو گفت
یکی از ما یکشنبه 3 دی 1391 00:57
شب دراز است و قلندر!...قلندر!...اوهوی قلندر کجایی...؟...قلندر هوی...هنوز بیداری؟
قلندر این نگهبان رنجور بیدار ماند و چشم به راه صبح این شب دراز شد...قلندر عزیز بخواب تا من دیده بان این شب دراز باشم...لردگان خفته است...شبش آرامتر از شبهای کویر علی است...کوفیان! امروز ،علی خود شمایید که محرومیتتان نه تنها سر در چاه که به چاهتان میاندازد...گوشتان با قهقهه های خودتان کر شده دنیای حرمان است...میترسید و به دنبال آرزوهای خود و فرزندانتان کورمال کورمال میدوید...پایتان به سنگ میخور...برمیخیزید...میدوید...پایتان به سنگ میخورد...برمیخیزید...میدوید...سرتان به سنگ میخورد...برمیخیزید...نمیدوید...افسوس می بلعدتان...پژمرده و ناامید میشوید....میمیرید...حیف است!برادر و خواهر لر من!این عزیزترین محرومان خفته در رنج و عذاب بی سرسامانی...برخیزید و به من بگویید که آفتاب فردا و درخشش خورشید از لابه لای درختان بلوط را دوست دارید...بلوط خوران مستی چشمهای ساده زیست شماست که اینک قلب سرخ مرا به تپش انداخته و افتخار وجود شماست که اینک بر دکمه های سخت این افزاره سخت مینگارم...
دوستتان دارم...برایتان آبادانی می آورم...سبزتان خواهم کرد...
/دوستدار دنیای سبز دلهایتان و.م/


ح.بلاه دوشنبه 8 آبان 1391 23:33
بارک الله به شما.
صالح ویسی پنجشنبه 20 مهر 1391 11:40
سلام. مطلب های من دراین سایت توهین آمیز نبود. اما دررابطه با نظر سنجی که قبلا زدم دراین سایت و توهین شد به بعضی دوستان و همشهریان ومخاطبین سایت از همه شما عزیزان مخصوصا یاسروصادق واقعا عذرخواهی میکنم. ایشالا که بتونم جبران کنم.
بالاخره هرآدمی اشتباه میکنه.
درپناه حق سربلند باشید.
یاسر رشیدی پاسخ داد:
سلام و عرض ادب و احترام خدمت آقا صالح
در پناه حق موفق و مویدباشید
ان شاءالله لردگان دات اورگ بتواند سهمی داشته باشد در فرهنگ سازی همه لردگانیها×!
آرزوی موفقیت همه بچه های لردگان اورگ را دارم.....
سه شنبه 18 مهر 1391 19:38
بهتره درست تر صحبت کنید جناب-----
گوجه کیه؟اه..اه
---- یکشنبه 16 مهر 1391 09:27
درپاسخ به یاسر رشیدی :

قربونت برم گوجه

مگه نمیدونی سیب زمینی تو این دور وزمونه چقد ارزش داره

نا امیدی تو سایتتون داره موج میزنه، از کحا فهمیدم؟
یاسر رشیدی پاسخ داد:
عرض ادب
من هم گفتم کجا؟
حرف بدی که نزدم
وارد این مناقشات نمی شوم!!
در ضمن در آینده نزدیک اهم فعالیتهای لردگانیها!!را برای خوانندگان عزیز قرار خواهیم داد....
----- پنجشنبه 13 مهر 1391 11:17
سلام

میبینم كه اوضاتون كساده

چی شده ؟ دیگه نمیخاین لردگونو بسازین

خسته شدین؟ آخی طفلكیا
یاسر رشیدی پاسخ داد:
علیکم السلام
از کجا متن های سایت فهمیدیدکه نمی خواهیم لردگانو بسازیم؟
خسته شدیم اما از کی و از چه؟خسته شدیم از دانشجوهایی که مثل سیب زمینی اند!!!
دانشجو که نبایدسیب زمینی باشد!!!
هستیم برآن عهد که بستیم!!!!!!!!
 
>
لینک سایتها و وبلاگهای لردگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات