تبلیغات
لردگان | لردگانیها - نویسندگان سابق 90 تا 93

سایت جامع شهرستان لردگان

نویسندگان سابق(تابستان 90 تا زمستان93) 

 

 

  باید که ز داغم خبری داشته باشد ،     هر مرد که با خود جگری داشته باشد

حالم چو دلیری ست که از بخت بد خویش     در لشکر دشمن پسری داشته باشد !

حالم چو درختی است که یک شاخه نا اهل      بازیچه ی دست تبری داشته باشد

سخت است پیمبر شده باشی و ببینید      فرزند تو دین دگری داشته باشد !... 

  

لردگانیها با همت شما تبدیل به کانونی خواهد شد که همه کسانی را که به نوعی با این شهرستان و این نام ربط و نسبتی دارند به هم و به این شهرستان متصل خواهد نمود تا گام های بزرگی برای اعتلای آن بردارند. منظور از کانون، کانون ارتباطات و همفکری و تبادل نظر است که از نظر ما مهمترین نیاز ما در حال حاضر همین است. 

هر گروهی دورانش روزی به پایان می رسد و لاجرم باید جای خود را به افراد جدید و البته بهتر و پر انرژی تر بدهند... 

لیست زیر اسامی نویسندگان قبلی سایت لردگانی ها است که هر کدام و در مقاطعی از سال های 90 تا 93 در سایت مطلب می نوشتند

 

صادق حسنیدانشجوی رشته پزشکی، دانشگاه شهید بهشتی_دکترای حرفه ای 

یاسر رشیدی _ دانشجوی رشته ی حقوق، دانشگاه امام صادق(ع)_کارشناسی ارشد 

 محمد بادفر _ دانشجوی رشته ی مهندسی صنایع، دانشگاه صنعتی شریف_کارشناسی ارشد

 صادق رحیمی_کارشناس مهندسی نفت، دانشگاه صنعت نفت اهواز

 رضا رستمی_ کارشناس ارشد فلسفه دانشگاه صنعتی شریف تهران

 صالح ویسی _ دانشجوی کارشناسی صنایع گلپایگان

حجت باقریان_کارشناسی شیمی دانشگاه صنعت نفت 

سید عارف دانیالی_دانشجوی رشته ی تغذیه، دانشگاه شهید بهشتی 

سجاد خلیل مقدم _ کارشناس و دانشجوی رشته تغذیه، دانشگاه شهید بهشتی_ ارشد 

سید سلیمان موسوی_ ارشد ماشین آلات کشاورزی ذانشگاه صنعتی اصفهان

امین انگارده_ ارشد ارتباطات، مرکز مطالعات رسانه، قم

حمید محمودی _ دانشجوی رشته ی داروسازی، دانشگاه اصفهان_دکترای حرفه ای 

 حمید رضا خورشیدی _ کارشناسی ارشد هوا فضا، دانشگاه صنعتی شریف

مسعود طهماسبی_ دانشجو ارشد مدیریت دانشگاه علم و صنعت

سید مصطفی فاضلی_

 آیت آبرود_دانشجوی کارشناسی ارشد، برنامه ریزی شهری، دانشگاه خوارزمی 

 اسماعیل حسنیکارشناس ارشد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان 

 رحمت الله محمودیکارشناسی ارشد فلسفه دانشگاه تهران

 دکتر صادق کریمی _ عضو هیئت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان 

 

از همه این بزرگواران کمال تشکر را داریم و ان شاءاله که راهشان تا رسیدن به لردگانی آباد ادامه پیدا کند.... 

 

قلم توتم قبیله من است ، روح " ما " در آن یکی شده است ، " ما " در آن بهم آمیخته ایم ، با هم زندگی می کنیم و بیکدیگری میرسیم ، علیرغم زندگی که متلاشی می کند و زمان که جدائی می افکند و خود پرستی که بیگانگی می آورد و ترس که هر کسی را به خود می گریزاند و عقل که رشته ها را می گسلد و تنها می کند ...

... قلم توتم من است ، او نمی گذارد که فراموش کنم ، که فراموش شوم ، که با شب خو کنم ، که از آفتاب نگویم ، که دیروزم را از یاد ببرم ، که فردا را بیاد نیارم ، که از " انتظار " چشم پوشم ، که تسلیم شوم ، نومید شوم ، به خوشبختی رو کنم ، به تسلیم خو کنم ، که ... !

قلم توتم من است ، او در انبوه قیل و قال های روزمرگی ، هیاهوهای بیهودگی ، کشاکش های پوچی ، پلیدی های زندگی ، پستی های زمین ، بیرحمی های زمان ، خشونت خاک و حقارت وجود ... شب و روز ، در دستم ، بر روی سینه ام ، پرشور و ملتهب و بی امان ، این کلمات خدائی را در خونم ، در قلبم ، در روحم ، یادم ، خیالم ، خاطره ام ، وجدانم و خلقتم میریزد که :

خدا گونگی ، بهشت ، آدم ، تنهائی ، حوا ، شیطان ، عشق ، عصیان ، بینائی ، هبوط ، کویر ، غربت ، رنج ، " امانت " ، رسالت ، انتظار ، انس ، اسارت ، جبر ، خودآگاهی ، قیام ، تشیع ، خلافت ، ولایت ، ایمان ، مصلحت ، حقیقت ، سنت ، آیه ، تقیه ، تقلید ، جهاد ، اجتهاد ، شهادت ، ایثار ، مردم ، عطش ، طواف ، هجرت ، غیب ، احرام ، حج ، عرفات ، مشعر ، منی ، ذبح ، معبد ...

قلم توتم من است ، توتم ما است ، به قلم سوگند ، به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند ، به رشحه خونی که از زبانش می تراود سوگند ، به ضجه های دردی که از سینه اش برمی آید سوگند ... که توتم مقدسم را نمی فروشم ، نمی کشم ، گوشت و خونش را نمی خورم ، به دست زورش تسلیم نمی کنم ، به کیسه زرش نمی بخشم ، به سرانگشت تزویرش نمی سپارم ، دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی گذارم ، چشمهایم را کور می کنم ، گوشهایم را کر می کنم ، پاهایم را می شکنم ، انگشتانم را بند بند می برم ، سینه ام را می شکافم ، قلبم را می کشم ، حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم ...

اما قلمم را به بیگانه نمی دهم .

به جان او سوگند که جانم را فدیه اش می کنم ، اسماعیلم را قربانیش می کنم ، به خون سیاه او سوگند که در غدیر خون سرخم غوطه می خورم ، به فرمان او ، هر جا مرا بخواند ، هر جا مرا براند ، هر چه از من بخواهد ، در طاعتش درنگ نمی کنم .

 
 
>
لینک سایتها و وبلاگهای لردگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت